شنبه 13 تیر1388
بررسي ممیزات، روحيات و حالات خوارج

علي (ع) پيشواي راستين راست قامتان و مولاي متقيان است و به همان اندازه كه دشمن نفاق و شرك است به همان ميزان هم ستيزنده حماقتي است كه در غلاف تدين لانه كرده است، پارسا بودن و دوستي با دوستانش شرط تولا و نيز دشمني با مظاهر حماقت و خيانت شرط تبري از دشمنان مولا است، علي (ع) مظهر انسان كامل و فاقد كوچكترين نقطه اي است كه اين انسانيت تام را خدشه دار نمايد، علي (ع) يگانه معيار تمايز دوستي ها و دشمني ها است و شرط پيروي از آن روشنگر جاويد تنها نه در اظهار دوستي به مقام شامخ ايشان كه در مبارزه توامان با مظاهر خيانت ، جهالت و حماقت است، بايد با تكيه بر راه روشنگر آن امام همام دشمني ها را شناخت و به زدودن آن همت گمارد. مطلب ذيل شرحي خلاصه وار از سرگذشت يكي از شاهراه هاي دشمني با علي (ع) است كه در سينه سينا و سپس آيينه كلام يكي از پيروان راستين ايشان تبيين گرديده است، چرا كه همراستا با امتداد جاويد راه علي (ع) و تلالؤ چهره تابناك ايشان در پهندشت تاريخ، اين مسير دشمني نيز بستر اسودي شده كه بلدهاي جاهلي موجود در ضمير اهالي حماقت را دستاويز مي سازد و توان و قدرت آنها را در اردوگاه دشمنان آن امام به خدمت مي گيرد و البته شايد درك نور جاويد وجود علي (ع) ممكن نباشد مگر با درك اعماق اين ظلمت و گذر تاریخی از این تاریکی.
ادامه مطلب
چهارشنبه 10 تیر1388
گذري تاريخي از تاريكي!

همه مي پرسند چرا كمتر مي نويسي؟! پاسخم اين است كه "سرم شلوغ است!" اما اين شلوغي يك تظاهر است و بس، واقعيت اين است كه ديگر چيزي براي گفتن وجود ندارد همه چيز گفته شد هر چيزي چه راست و چه ناراست، اين روزها كار من نظاره كردن فضاي سياسي كشور است و خواندن اخبار و تحليلها و سپس سكوت!
گرچه تلخي هاي زيادي در اين ايام رخ داده اما با وجود تمامي اين تلخكامي ها افق آينده را روشن تر از هميشه مي بينم چرا كه عرصه اين انتخابات علاوه بر شيريني بزرگ حضور ۴۰ ميليوني، پرده هايي را مكشوف ساخت كه براي خرق آن نياز به مجاهدتهايي بس عظيم بود و شايد اهداي خونهايي بس ارزشمند! اما به مدد الهي نقابهايي كنار زده شد كه تا قبل از اين كسي وجود آن را باور نمي كرد، البته عده اي تجلي اين نقاب افكني را در خيابانهاي تهران جستجو مي كنند اما منظور نظر راقم آن نيست چرا كه آنها حداقل در ساليان اخير نقابي نداشتند! مقصود من از اين نقاب افكني اين است كه امروز ديگر "كفر تقوا نام" در نظر اهل نظر و خواص عريان است و از كجاوه زهد رياكارانه بدر آمد. چرا كه نشانه هاي اين عرياني را به روشني مي بينيم.
آنچه در پي مي آيد تنها يك علامت است از شروع يك پايان! ، و اين پايان ايمان نيست كه پايان "ايمان منهاي تقوا" است و پايان تقوا نيست بلكه پايان "كفر تقوا نام" است و نيز پايان انقلاب نيست، پايان ولايت نيست و پايان عدالت نيست بلكه تحكيم انقلاب، ولايت و عدالت است، چرا كه همه اين مفاهيم ارزشمند در پرتو آگاهي خواص و سپس آحاد جامعه فعليت مي يابند و امروز بارقه هاي اين آگاهي قابل مشاهده است، اين تنها يك گذر تاريخي از تاريكي عده اي است كه به روشني! تنها جلوه مي كردند، البته اگر عده اي قداره بند خياباني روشني واپسينش را گل آلود نسازند و بر وجه هزينه آن نيفزايند:
ادامه مطلب
شنبه 29 فروردین1388
براي نجات بايد كلبه را سوزاند!!
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
چهارشنبه 19 فروردین1388
آوینی و پیروان او ...

درست یک سال پیش با نگارش مطلبی از آوینی با پیروان او سخن گفتم، اما از آنجاييكه :
۱- مدت زيادي از اين نوشتار نمي گذرد و فضاي فكري خيل علاقه مندان به آن فقيد شهيد تا حدي در ادامه زمان يكسال پيش است.
۲- بيت شهيد و نزديكان ايشان در يكسال اخير گلايه ها داشته اند از گروهي كه مخالفان سابق اما همراهان! و پيروان! امروز ايشان شده اند
۳- آويني را عنصري جستجوگر و حقيقت جو يافته ام اما امروز عده اي قديسش كرده اند و خودآگاه يا ناخودآگاه اين قديس را به مانعي براي جستجوگري يك نسل مبدل ساخته اند
و ۴- همه اين وقايع تلخ را ظلمي مضاعف به آويني مي دانم و نهي از اين ظلم را بر خود واجب.
لذا مروري دوباره بر آنچه قبلا نگاشته ام را خالي از فايده نمي بينم:
یکشنبه 22 دی1387
جريان شناسي معرفتي مواجهه با دولت سازندگي

اين نوشتار در پي دفاع از يك شخص يا گروه سياسي خاص نيست، هدف آن صرفا دفاع از يك مقطع پر افتخار تاريخ انقلاب اسلامي است، مقطعي كه در استقلال سياسي و اقتصادي امروز نظام سهم بسزايي داشته اما برغم اين افتخارات همچنان در معرض بدنامي است و مغرضان وراي تهاجم به آن، محاكمه انقلاب را در سر مي پرورانند و در نيل به اين مقصود، از بستر هاي فكري و معرفتي متعدد بهره مي برند.
ادامه مطلب
دوشنبه 16 دی1387
زينب (س) تنديس عرفان و حماسه!

اين مرقومه ناچيز تقديم است به مقام بزرگ بانوي دشت كربلا ، هم او كه به خلقت زن معنا بخشيد و دوشادوش حسين (ع) مايه فخر خداوند بر فرشتگان مجرد شد.
ادامه مطلب
چهارشنبه 20 آذر1387
وحدت ملي از نگاه رهبری

اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسى را به اصولگرا و اصلاحطلب تقسيم كنيم: اصولگرا و فلان.
بنده دعواى اصلاحطلب و اصولگرا را قبول ندارم؛ من اين تقسيمبندى را غلط مىدانم ... بنده معتقد به اصولگراى اصلاحطلبم
بالاخره اين كدورتها و شكافها به وجود آمده است و بايد ترميم شود و التيام پيدا كند.
ادامه مطلب
شنبه 16 آذر1387
عناصر وحدت ستيز رو شده اند

هميشه بر اين پندار بوده ام كه وحدت مقوله اي است كه دشمنانش تنها در قلمرو يك حزب و گروه يا يك جناح خاص نمي گنجند، دشمنان وحدت در جناحهاي مختلف توزيع شده اند و با ارسال سيگنالهاي به ظاهر مخالف (اما هماهنگ در باطن) رويارويي و درگيري را به صدر تا ذيل جناحها تسري مي دهند، گرچه احساس اين واقعيت تا حدي براي بسياري از افراد ملموس بود اما شناسايي مصاديق بسي مشكل و طاقت فرسا.
بر اين اعتقادم كه هم اكنون شناسايي مصاديق وحدت ستيز بسي آسان شده است، مخالفت با همايش «۳۰ سال قانونگذاری در ایران» سر نخ خوبی است، جالب اينجاست كه اين صداهاي مخالف باز هم از قلمرو هر دو جناح بر مي خيزد!
دوشنبه 4 آذر1387
هاشمي مجاهد، هاشمي زنده

هاشمی در صحنه سياست نه فقط ماند بلكه ماندگار شد.
امروز كه ديگر اطمينان درونم بر دلهره ها غالب شد، فهميدم كه حضور هاشمي در انتخابات ۸۴ همه اش حسن بود منهای هيچ عيبي. او مثل نيم قرن قبلش همان هاشمي مجاهد است، و هاشمي مجاهد هاشمي زنده است، پس نهضت هم زنده است.
ادامه مطلب
پنجشنبه 30 آبان1387
رئیس جمهور و بازی در زمین دشمن!!

آيا بهتر نيست رئيس محترم جمهور جانب انصاف را در موضعگيري ها مراعات كنند؟
آيا اين مواضع ايشان ناشي از واقعيات ذهني ایشان است يا فقط به منظور اقناع پيروان اجتماعي خود و نيز انحراف افكار عمومي از كاستيهاي موجود، آنان را به يك دشمن فرضي! توجه مي دهد؟
همه باید مراقب باشند در زمین طراحی شده دشمن بازی نکنند.
ادامه مطلب
شنبه 18 آبان1387
پيام تبريك احمدي نژاد، انگيزه ها و آثار


چنانچه اين اقدام از سوي روساي جمهور پيشين رخ مي نمود آيا هم اكنون به مسئله اصلي طيف انقلابي! تبديل نمي شد؟
اگر تنظيم كنندگان پيام رئيس جمهوري ايران به سياست تغيير اوباما دلبسته اند بايد گفت كه سادگي نموده اند.
اميدواريم كه واقعيت اعتماد عمومي به حاكمان كنوني، طمع دشمنان زيرك ما را در حل مشكلات بزرگشان بر نينگيزاند.
اين اقدام رئيس جمهور گرچه يك ابتكار جديد بود اما لزوما يك افتخار جديد نخواهد بود.
ادامه مطلب
شنبه 11 آبان1387
معرفي كتاب

كتاب "رويارويي آرمان شهر گرايان" :
- عبور از سطوح تحليلي خرد و نيل به تحليل «كلان» از ماهيت سياست خارجي ايالات متحده
- نفي نظريه واقع گرايي و تصديق «سازنده گرايي»
- سياست خارجي آمريكا ماهيتي مطلقا ايدئولوژيك دارد.
- ارائه تصويري كارآمد و فرادست از فقه سياسي شيعه در مواجهه با اصول بنيادين ديپلماسي آمريكا
ادامه مطلب
شنبه 20 مهر1387
آفات عدالت

استقرار عدالت را دو خطرعمده همواره تهديد مىكند. از آن دو مىتوان به عنوان حب و بغضها نام برد. در تمام شاخصها و محورهاى ياد شده عدالت را يك گرايش و يك گريز تهديد مىنمايد . گرايش باعث مىشود كه فرد در موارد ياد شده از محور حق خارج شود و نيز دشمنى و بيزارى باعث مىشود كه انسان در مورد طرف مقابل به ناحق شهادت يا داورى يا توصيف نمايد و عدل را در شاخصهاى ياد شده زير پا نهد. قرآن نسبت به هر دو خطر هشدار مىدهد
ادامه مطلب
دوشنبه 15 مهر1387
ما و ابنخلدون

امروز یکی از عمده ترین مشکل ما فقدان و یا ضعف "اندیشه فیلسوفانه" است كه بسیاری از اعمال و اقدامات را عقیم می نماید؛ ازجمله تقسیم بندی جناحهای کشور به "اصول گرا" و "اصلاح طلب" و یا پی جستن ارزش آزادی بدون توجه به ارزشهای دیگر و یا عدالت بدون توجه به ارزشهای دیگر. البته این امر ما را در برنامه ریزی و اقدام محتاط می کند که ممکن است بعضا به محافظه کاری و کوتاهی تعبیر شود.
به عنوان مثال اگر ارزش "کارآمدی" که یک ارزش ثانوی است، از طریق فشار گزاف بر کارمندان و مدیران و ایجاد ترس غیرعقلایی جستجو شود، ممکن است آنها را مجبور به دروغ و کارهای خلاف دیگر نماید. نتیجه اینکه ممکن است نیل به کارآمدی، به فداشدن ارزشهای اصولی دیگر بینجامد. تمییز تمام اینها نیازمند نگاه فیلسوفانه است.
حوزه سیاست حوزه عمل است نه باشگاه روشنفکری اما عمل باید مستظهر براندیشه پیشرو باشد.
ادامه مطلب

