تبليغاتX
پس كوچه هاي حقيقت - هاشمي مجاهد، هاشمي زنده

دوشنبه 4 آذر1387

هاشمي مجاهد، هاشمي زنده

 

 

   هميشه بر اين پندار بودم كه در انتخابات رياست جمهوري سال ۸۴ هاشمي كانديدا نمي شود، چرا كه هجم تخريب وي از سوي گروه هاي ناجوانمرد را  پيش بيني مي كردم، اين پيش بيني در درون من، هم منشاء دلهره بود و هم اطمينان، دلهره از آمدن هاشمي و تخريب و حذف شخصيت ايشان از صحنه سياست ايران و جهان، و اطمينان از اينكه هاشمي نمي آيد زيرا كه او خود بهتر از همه ما از عهده اين پيش بيني بر مي آيد، لذا آنگاه كه هاشمي فضاي سياسي ايران را در هاله اي از ابهام آمدن يا نيامدنش قرار داده بود هميشه موضع من حكايت از نيامدن وي بود، اما برغم همه اين تصورات او آمد و دلهره را در درونم بر اطمينان غلبه داد، آمدن هاشمي در صحنه انتخاب ملتش حسنهايي داشت و عيبهايي، حسنش اين بود كه نشاطي تازه به حيات سياسي كشور بخشيد و دوست و دشمن را زبان بر سر اقرار آورد كه اگر هاشمي نبود اين مشاركت پر رنگ هم نبود، حسن دوم حضور ايشان سلب نگاه مطلق انگاري از جامعه نسبت به جنبش بازسازي شده اصولگرايي بود تا بعد ها بر بستر اين واقعيت نگاه انتقادي شكل گيرد و به چكش كاري و تكامل آن بينجامد و حسن سوم، بازگشت بدنه بي مرض جريان اصلاح طلب به دامن انقلاب از پلي به نام هاشمي بود چرا كه آنها هيچ روزنه اي براي رجوع نمي يافتند و شايد به خروج فراخوانده مي شدند اما حضور هاشمي، مطالبات اعتراض گونه و بجاي آنها را در خود كاناليزه و هضم نمود و  در مسير انقلاب هدايت كرد، در اين برهه بود كه برخي انسانهاي ضعيف هميشه نگران بودند كه مبادا اپوزيسيون با سپردن افسار زعامت خویش به هاشمي او را مديريت كنند، بخصوص آنكه هجم تخريبهاي سنگين از سوي اصولگراها بستر رواني مناسبي براي اين احتمال شده بود، اما ديديم كه در برهه انتخابات خبرگان كه رسانه هاي مخالف و موافق همزمان بر طبل اين احتمال مي كوبيدند، پس از اينكه هاشمي راي اول را كسب كرد آب پاكي را بر دست همه ريخت و پيامي را صادر كرد كه شاه بيت آن اين جمله بود: "در كنار رهبري و ملت مي مانم"

   و اما حضور هاشمي در صحنه سياست ۱۳۸۴ به ظاهر يك عيب داشت عیبی که به ظاهر بر تمامی حسنهایش می چربید و آن نبود مگر هجوم سيل آساي تخريب عليه ايشان آن هم در بازه اي كه فرصت پاسخ به آنها نبود، نتيجه اين مسئله چيزي نبود جز حذف هاشمي از صحنه سياست ايران و جهان، وحشت اين احتمال آنگاه بيشتر مي شد كه در كنار تخريبها، دوستي خاله خرسه دوست نمايان هم رخ مي داد و ايشان را علي دايي سياست ايران مي ناميدند.

   ديروز كه خبر حضور هاشمي در دانشگاه شريف و اظهار عشق او به رهبري را خواندم، دريافتم كه هاشمي چه خوب همه را جا گذاشت و راه خود را رفت، او هم به انتخابات ۸۴ رنگ و رونق بخشيد، هم حلقومي براي اعتراضات بجا شد، هم محمل هدايت عده اي سرگردان و مات صحنه سياست ايران شد، هم برغم تلاش همه دشمنان و دوست نمايان در جبهه انقلاب، رهبري و مردم باقي ماند و بر خلاف ميل دشمن، در صحنه سياست نه فقط ماند بلكه ماندگار شد. هاشمي مصداقي از اين آيه شريفه است: "يريدون ليطفئو نورالله والله متم نوره ... "

    و امروز كه ديگر اطمينان درونم بر دلهره ها غالب شد، فهميدم كه حضور هاشمي در انتخابات ۸۴ همه اش حسن بود منهای هيچ عيبي. او همچون نيم قرن پيش همان هاشمي مجاهد است و هاشمي مجاهد هاشمي زنده است، پس نهضت هم زنده است.

 

نوشته شده توسط رجبي در 8:27 |  لینک ثابت   •